![]() |
![]() |
|
| مطالب عاشقانه.درد و دل.شعر و عكس |
|
وحشت از عشق که نه.... ترس ما فاصله هاست.... وحشت از غصه که نه... ترس ما خاتمه هاست... ترس بیهوده نداریم... صحبت از خاطره هاست... صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست... کوله باریست که پر از هیچ که بر شانه ی ماست.... گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ی ماست....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 14:42 توسط هاله |
|
|
سلام سلام سلام
من اومدم ببخشید دیر کردم ببخشید یه۲هفته ای که مسافرت بودم(( که اصلا خوش نگذشت بهم یه مشکل کوچولو پیش اومد که.....)) بروبچ دعا که میکنین منو آره؟ دوستون دارم
نامهربانان بدانند.... محبت کوچکترين پاداش عاشق است وعاشق خريدار محبت است نه گدای محبت....
ای از عشــــــق پاک من همیشــــــــه مست مــــــــن تو را آســـــــان نیاوردم به دســـــت بارهـــــــــا این کودک احســـــــــاس مــــــن زیر بارانهـــــــــــای اشک من نشـــــــــــست مــــن تو را آســــــــــان نیاوردم به دســــــت در دل آتـــــش نشســـــتن ؛ کار آسانی نبود راه را بر اشــــــک بستن ، کار آســـانی نبود با غـــروری هم قـــــتد و بالای بام آســـــمان بارهـــــا در خود شکســـتن ،کار آسانی نبود بارهــــــــا این دل به جــــــــرم عاشـــــــقی زیر سنگـــــــــینی بار غــــــــــــم شکــــست مــــــــــن تو را آســـــــــان نیاوردم به دست در به دســــــــت آوردنت ، بردباریــــــها شده بی قراری ها شده ، شب زنده داری ها شده در به دســـــــت آوردنت ، پایـــداری ها شده با ظلـم و جــــــــور روزگار سازگاری ها شده ای از عـــــــشق پاک من همیــشه مســــت مـــــــن تو را آســـــــان نیاوردم به دســــــت بارهــــــــــا ایــــن کودک احســــــــــاس من زیــــــــر بارانهای اشــــــــک من نشســــــت مـــــــن تو را آســـــان نیاوردم به دســــــــت.
فدای ذره ذره وجودت
عاشــقت بودم و ديــــوانه حسابم کردي
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 21:16 توسط هاله |
|
|
ترسم از رفتن نیست! از بی تو بودن که می ترسم..................
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کردي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم
آدما از درد دل شکستشون ناله می کنن اما بازم خودشون دل دیگران رو می شکنن از تنهائ آه می کشن اما بازم خودشون دیگران رو تنها می زارن از غصه داد می زنن اما بازم خودشون روی قلب دیگران غصه می زارن!!!
اما عزیزم تو ناله نکن آه نکش داد نزن.
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم . گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم . گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند. گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:21 توسط هاله |
|
|
عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــق نمي پرسه تو کي هستي عشــــــــق فقط ميگه: تو ماله مني
عشــــــــــــــــــــق نمي پرسه اهل کجايي فقط ميگه: توي قلـــــــــــــب من زندگي مي کني عشــــــــق نمي پرسه چه کار مي کني فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته عشــــــــــــــــــــــــق نمي پرسه چرا دور هستي فـــــــــــــقط ميگه: هـــــــــــــميشه با مني
اگر دنیای ما دنیای سنگ است
بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است
اگر دنیای ما دنیای درد است
بدان عاشق شدن از بحر رنج است
اگر عاشق شدن پس یک گناه است
دل عاشق شکستن صد گناه است رروزت مبارک گلم خیلی خیلی خیلی دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 0:30 توسط هاله |
|
|
سلام به همه ی دوستای عزیز خودم
چطورین؟ اون جیگرایی که از دستم ناراحت بودن که خیلی وقته بهشون سر نزدم و برای آپ قبلی خبرشون نکردم شرمنده روم سیاااااااااااااااااااه ببشخید منو((ببخشید دیگه دوشتون دالم
محکوم
دلم محکوم این وابستگیهاست حصاری در همیشه خستگیهاست به تعداد تمام سنگ دنیا درونش قصه ی بشکستنیهاست
سالها در عزلت خود زیستم وباسکوتو تنهایی زندگی ام خو گرفتم. فراموش کردم که من هم میتوانم قلب کسی را از آن خود کنم. تا این که تو آمدی.... آمدی و با آمدنت در قلبم هنگامه ای از عشق بر پا کردی مرا سوزاندی و خاکستر وجودم را به باد سپردی تا به مامن همیشگی عشاق برساند و من قلبم را به تو هدیه دادم. پس بمان...... بمان و یادواره ی غمهایم را با سنگ عشق بشکن ونابود کن دستم را بگیر و از بدی ها و شرارت ها دورم کن که من با تو هستم و با تو خواهم ماند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:52 توسط هاله |
|
|
سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه
آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه غم دور از تو بودن.یه بی بال و پرم کرد نرفت از یاد من.عشق سفر عاشق ترم کرد هنوز پیش مرگتم من.بمیرم تا نمیری خوشم با خاطراطم اینو از من نگیرید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 12:17 توسط هاله |
|
|
اگر روزی من مردم و تو مرا دوست داشتی هر پنج شنبه به مزارم بیا
گل سرخی به تو داده بودم به یاد بیاورم ولی...... ولی اگر تو مردی را که با خون خودسرخ خواهم کرد را برایت هدیه میکنم و عاشقانه میسپارم تا بدانی هیچ وقت تنها نیستی
خیلی میخوامت
اگه یه نفرو دوست داری فقط بگو به اندازه ی بی وفایی های دنیا دوست دارم اگه اینو بگی حتما باور میکنه که دوسش داری آخه بی وفای های دنیا تمومی نداره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 0:10 توسط هاله |
|
|
آه فردا چه خواهد شد؟؟؟!!!
فردایی که پر از اندوه و ماتم شد فردا روز حادثه هاست فردا روز جدایی هاست من تنها خواهم بود..... در بستری سرد و بی نور آه چه سخت و دشوااار خواهد بود دل ار همه انسان ها مانند گلها عمر کوتاه دارند فردا چه خواهد شد؟؟؟؟!!!! فردا که آخرین روز زندگانی من خواهد بود ای تنها دوست من از تو میخواهم اشکی و یکی از ایام سال قدمی به این خاک گذاری و یادی از این غریبه ی عاشق بکنی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 0:34 توسط هاله |
|
|
پشت این ثانیه فردایی نیست
پیش از آن نیز جز خاطره ای شاید تلخ. شاید شاد حضوری سرشار و بزرگی میگفت: در ره عشق زمان پر معناست من به این آیه ی پر عاطفه ایمان دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 20:36 توسط هاله |
|
|
سلام دوستای گلم خوبین؟
ایشالا که خوبین بچه ها من امروز بر خلاف همیشه خیلی خوشحالم نخیرم نمیدونین که نمیگم بهتووووووووووون نه دروغ گفتم میگم ولی اول شما یه حدسی بزنید ببینم چقدر باهوشین
خب بابا حرس نخورین میگم چی؟ نه بابا خانواده هامون راضی نشدن شما هم چه دل خوشی داریناااااااا باز منو یاد بدبختیام انداختین؟
نه ولی با این حال بازم خوشحالمو این خوشحالیمم با دنیا عوض نمیکنم
آخه فردا تولد عشقمه آره فردا ۱۹خرداد تولد همه کسمه الهی قربونش برم من تولدت مبارک عشق من خیلی دوست داااااارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 20:29 توسط هاله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زندگی مثل بازی شطرنج میمونه مهم نیست که دست خوبی داشته باشی
مهم اینه که یار خوبی داشته باشی اینطوری شاید بتونی بازی باخته رو هم ببری |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
|
RSS
|